حكيم قاينى
مقدمه 9
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
احوال نفوس است پس از آنكه از بدن مفارقت كرده باشد ، و در اين ضمن شرف و خساست نفوس و تفاوت آن در أنواع سعادات دانسته خواهد شد . انجام : و گوييم كه أرسطو طاليس فرمايد كه آنكه نفس خود را مهمل گذارد و به سوى شهوات حقيرهء دنياوى گرايد و به طبيعت بهايم و ديوان غبطت جويد و نفس الهيه را فرا خور آن قدرتى كه هست پاك نسازد و از قاذورات بدنى اجتناب نكند و نفس خود را طهارت ندهد ، رحم واجب و گريه و نوحه لازم بود . و تعظيم آنكه از أمثال اين أمور دورى نمايد در خور باشد و كل ميسر لما خلق له و الحمد للّه رب العالمين . مؤلف اين مقاله را در حدود سال 1026 ساخته است . و مقاله ، چهارمين رسالهء مجموعهء 834 د ، نسخههاى خطى كتابخانهء دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى است ، به خط نستعليق مؤلف در 10 تا 19 سطر ، و از برگ 52 پ آغاز مىشود و به برگ 82 پ انجام مىگيرد . تا به حال نسخهء ديگرى از اين مقاله به دست نيامده است . 3 - خردنامه چنان كه قبلا ياد آور شديم ، قاينى داراى طبعى موزون بوده و منظومه و ديوانى فارسى به نام خردنامه ساخته بود كه تخلص وى در آن كافى بوده است . علامه حاج شيخ آغاز بزرگ تهرانى فقيد در الذريعة « 1 » از خردنامهء أو ياد كرده و تا كنون نسخهء آن به دست نيامده است ، جز آنكه برخى از اشعار فارسى همين منظومه در برخى از صفحات كتاب التسهيل أو آمده كه ما آنها را ذكر مىنماييم : يكى پرسيد از يثرب ز صادق * كه اى ذات تو چون قرآن ناطق چه فرمايى در اين سير كواكب * چه بسيارست مردم را مذاهب چنين فرمود آن معصوم اقدس * كه آن دانش نشد مفهوم هر كس از آن دانش نشد ظاهر جز اندك * خفياتش نشد مفهوم و مدرك بجز آنان كجا صاحب زبانند * حقيقت فعل انجم را بدانند
--> ( 1 ) ج 9 ، جزء سوم ، ص 903 .